|
باران بارید ... دنیا ناگهان نقش برآب شد ...
|
(۱)
ما انسان ها همه چیز می خوریم
و خنده جواز عبوری است
از راهرو های دلپذیر
که به دروغ مدرنیته اش می نامیم
حالا تو فکر می کنی
با این گرسنگان شهری
ستاره ی شب
ماندنی است.
(۲)
هیچ کس
هیچ چیز
از من نمی داند
جز من
مقداری اندک
ناچیز
کم
تا بتوانم
خود را
من بنامم.
(۳)
زمانه خوبی است [ گل من]
واژه ها را کنار هم می چینم
می شود شعر .